جر و جوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جر وجوی . [ ج َرْ رُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) راه ناهموار. راه که پر از شکاف و دره باشد : جوی است و جر پرده ٔ عبرت ز دردها ره پر ز جر و جوی و هوا سرد و تیره فام لیکن تو هیچ سیر نخواهی همی شدن زین جر و جوی و کوفتن راه بی نظام . ناصرخسرو. به جر و جوی چرا میدوی بروز و شبان و گرنه معده همی مر ترا بجر دارد. ناصرخسرو. رجوع به جوی و جرشود.