جر و مر چسبیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جر و مر چسبیدن . [ ج ِرْ رُ م ِرْر / ج ِ رُ م ِ چ َ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه خانگی . اصرار ورزیدن . نهایت الحاح کردن . سخت خواهش کردن و بیشتر برای نرفتن آن که خواهد رفتن، به اصراری تمام مانع از رفتن شدن یا به کاری داشتن . (یادداشت مؤلف ): جر و مر چسبید که نباید بروی . جر و مر چسبید که نهار بمان . (یادداشت مؤلف ).