جراحتگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جراحتگاه . [ ج ِ ح َ ] (اِ مرکب ) جای جراحت : ستیم آن ریم باشد که چون بر جراحتگاه فراهم آید خون فاسد درون وی ریم گردد. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) : دل تنگم جراحتگاه مژگان تو بود امشب که نیلی کرد سیلی های اشکم روی دریا را. میرزامعزفطرت (از آنندراج ).