جراز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جراز. [ ] (اِخ ) از اعمال سامره است . (از حبیب السیر چ خیام ج ١ ص ٢٩٨). در معجم البلدان جُراز بضم جیم ضبط شده و نام موضعی است به بصره . (معجم البلدان ).
جراز. [ ج ُ ] (اِخ ) موضعی است به بصره .(از معجم البلدان ). در منتهی الارب و شرح قاموس این کلمه جرأز، یعنی حرف ماقبل آخر همزه ضبط شده است .
جراز. [ ج ُ ] (اِخ ) ذوجُراز؛ نام شمشیر ورقأبن زهیر که زهیر بر خالدبن جعفر زده بود و آن شمشیر برجست و کار نکرد. (منتهی الارب ) (از شرح قاموس ).