جرامیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرامیز. [ ج َ ] (ع اِ) ج ِ جرموز، به معنی گرگ بچه ٔ نر. (از منتهی الارب ). ◄ گویا ج ِ جرموز به معنی حوض کوچک است . حوضچه . (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ). ◄ اعضا. (منتهی الارب ). اعضای انسان . (معجم البلدان ). ◄ حوض دوجانب برآورده . (منتهی الارب ). حوضی که در زمین پست یا باغ بسازند چنانکه دو کرانه برآمده باشد. (از اقرب الموارد) ◄ چاه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
جرامیز. [ ج َ ] (اِخ ) بنو جَرانیز؛ نام بطنی است که ایشان را جرامیز گویند. (از منتهی الارب ).
جرامیز. [ ج َ ] (اِخ ) موضعی است به یمامه . (معجم البلدان ) : تحمل من ذات الجرامیز اهلها و قلص عن نهی القرینة حاضره تربعن روض الحزن حتی تعاورت سهام السفا قریانه و ظواهره مضرس بن ربعی (از معجم البلدان ).