جراوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جراوی . [ ج ُ ] (ص نسبی ) منسوب به جراوة که ناحیه ای است به اندلس . (از معجم البلدان ).
جراوی . [ ج َ ] (اِخ ) در بیت زیر بظاهر جمع جروی است که نام چاههایا آبهایی است در راه شام یا در جبلین : الا لااری ماء الجراوی شافیاً صدای ولو روّی غلیل الرکائب . (از معجم البلدان ) (از مراصد الاطلاع ). رجوع به جروی شود.
جراوی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبداﷲبن محمد. از مردم جراوه است . وی بگفته ٔ حسن بن رشیق قیروانی نویسنده ای است شاعر که نثر و نظم نمکینی داشت و بسال ٤١٥ هَ . ق . در سن چهل وچندسالگی درگذشت . (از معجم البلدان ).