جربادقانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جربادقانی . [ ج ُ دَ / دِ ] (اِخ ) نام وی نجیب الدین است . وی مداح امراء قلعه ٔ وساح بود و در آخر عهدسلاجقه درگذشت . اشعار خوب دارد و کتاب بشر و هند از منظومات او است . (از تاریخ گزیده چ لندن ج ١ ص ٨٢٦).
جربادقانی . [ ج ُ دَ / دِ ] (اِخ ) مؤلف تاریخ گزیده آرد: ابوالشرف جرباذقانی صاحب ترجمه ٔ تاریخ یمینی عتبی . و او ناصربن خلیفةبن سعد منشی است و در اول فترت مغول نماند. (از تاریخ گزیده چ لندن ص ٧٠٤).