جربان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جربان . [ ج ُ رُب ْ با ] (ع اِ) جِرِبّان در تمام معانی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (المعرب ). رجوع به جِرِبّان شود. ♦ جربان الثوب ؛ گریبان پیراهن . مؤلف وفیات الاعیان آرد:جربان الثوب ؛ و آن خرقه ای عریض است که بر روی یقه قرار دارد و پشت گردن را می پوشاند و آن فارسی معربی است . (وفیات الاعیان ج ٢ ص ٩٧). ♦ جربان الدرع ؛ گریبان آن . (المعرب ). رجوع به جِرِبّان شود. ♦ جربان السیف ؛ تیزی شمشیر. (منتهی الارب ). رجوع به جِرِبّان شود. ♦ جربان القمیص ؛ گریبان . (از منتهی الارب ). رجوع به جِرِبّان شود.
جربان . [ ج َ ] (ع ص ) گرگین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جَرِب . (اقرب الموارد). اَجْرَب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
جربان . [ ج ِ ] (ع اِ) تیزی شمشیر. ◄ غلاف شمشیر. ◄ حمایل شمشیر. (ناظم الاطباء).