جربز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جربز. [ ج ُ ب ُ ] (معرب، ص ) معرب کربز. یقال للرجل الخب : کربز و جربز. (از الجماهر ص ٥١). کربز. (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). کربز. زیرک . (دهار). فریبنده . معرب کربز. (منتهی الارب ). فریبنده ٔ خبیث و این معرب کرپز است . (آنندراج ) (از قطر المحیط). جوالیقی آرد: جربز از لغات عرب نیست و آن فارسی معرب است و به معنی مرد فریبنده و کربز است . (المعرب جوالیقی ص ٩٦). در ذیل همان صفحه از کتاب فوق مصحح گوید که «فربز» بضم اول و ثالث نیز آمده است . (حاشیه ٔ المعرب ص ٩٦).