جردبیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جردبیل . [ ج ِ دِ ] (معرب، اِ) معرب گردبیل و آن کفچه گونه ای است : اذاماکنت فی قوم شهاوی فلا تجعل شمالک جردبیلا. غنوی . و شهاوی شدید الاشتهاء به اکل باشد و ارباب لغت در کلمه ٔ جردبیل بغلط رفته اند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به جردبان شود.
جردبیل . [ ج َ دَ ] (ع اِ) به معنی جردبان است یعنی گرده بان و نگهبان نان . (منتهی الارب ). لغتی است در جردبان . (ازمتن اللغة). رجوع به جردبان شود.