جرزدان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرزدان . [ ج َ رَ ] (اِ مرکب ) نوعی لباس است : خرقه پوش ارچه شد از مفرش مرکب عاری خوب و مرغوب جرزدان و عصایی دارد. نظام قاری . شد دلق و جرزدانش روزی و قبا چمته در دایره ٔ قسمت اوضاع چنین باشد. نظام قاری . هرگاه که با پیرنمد نیست جرزدان حقاکه عصا را نبود رسم و قیامی . نظام قاری .