جرس جنبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرس جنبان . [ ج َ رَ جُم ْ ] (نف مرکب ) کسی که جرس بر کمر بسته و پیوسته جرس رامی جنباند تا پاسبانان شاه بخواب نروند : من از سحر سحر پیکان راهم جرس جنبان هارونان شاهم . نظامی . فتاده پاسبان را چوبک از دست جرس جنبان خراب و پاسبان مست . نظامی . رجوع بجرس شود.