جرشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرشی . [ ج َ رَ ] (اِخ ) قتادةبن فضل . از روات بود و به حران نزول کرد. (از تاج العروس ).
جرشی . [ ج َ رَ ] (اِخ ) نافعبن جرشی . از روات بود. (از تاج العروس ).
جرشی .[ ج ُ رَ ] (اِخ ) منبه بن اسلم بن زیدبن غوث بن سعدبن غوث بن عدی بن مالک بن زیدبن سهل بن عمروبن قیس بن معاویةبن جشم بن عبدشمس بن وائل بن غوث بن قطن بن عریب بن زهیربن ایمن بن همیسعبن حمیر. راوی بود. (از لباب الانساب ).