جرعکوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرعکوک . [ ج َ رَ ] (ع اِ) شیر ماست شده ٔ سفت . (شرح قاموس ) (از متن اللغة). رجوع به جَرعَکوک شود.
جرعکوک . [ ج َ ع َ ] (ع اِ) جغرات . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شیر ماست شده ٔ سخت و زفت است . (از قطر المحیط) (از ذیل اقرب الموارد). جُرَعکوک . (از متن اللغة). جَرعَکیک . (قطر المحیط) (ذیل اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به این کلمات شود.