جرفادقانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرفادقانی . [ ج ُ دَ / دِ ] (اِخ ) ناصح بن ظفربن سعد منشی مکنی به ابوالشرف صاحب ترجمه ٔ تاریخ عتبی معروف بتاریخ یمینی است وی از مشاهیر نویسندگان فارسی اواخر قرن ششم بشمار است . ملک الشعراء بهار در سبک شناسی آرد: جرفادقانی معاصر سلطان طغرل آخرین ملوک سلجوقی عراق بود. بعد از کشته شدن طغرل در سنه ٔ ٥٩٠ هَ . ق . و اختلال حال عراق بسبب طغیان ممالیک سلجوقیه و آمدن سلطان تکش خوارزمشاه چند کرت به عراق و گرفتن و غارت همدان و بازگشتن وی در اواخر قرن ششم در حدود ٥٩٢ هَ . ق . که جمال الدین الغ باربیگ آیبه دست اندر کار سلطنت عراق بود و با اتابک ازبک همدست و در نواحی بین عراق شوکتی بهم رسانیده، منشی جرفادقانی را در خدمت وزیر ابوالقاسم علی بن حسن، قربتی روی داد. به امر مشارالیه تاریخ عتبی معروف به یمینی را از عربی بپارسی ترجمه کرد، که هم بتاریخ یمینی نامیده میشود، و تاریخ ترجمه سنه ٦٠٣ هَ . ق . است . این کتاب بطبع رسیده است و یکی از کتب بسیار فصیح و پرمایه ٔ زبان فارسی است که بسبک عصر خود تحریر یافته است و از حیث فصاحت و استحکام پایه و پرمایگی با اصل تازی برابری میکند. از حیث سبک تقلیدی از کلیله و دمنه و شیوه ٔ نصراﷲ منشی است با این تفاوت که گاه بگاه صنعت سجع در آن بکار رفته است . (از سبک شناسی ج ٢ ص ٣٨٦). و رجوع به از سعدی تا جامی و جربادقانی شود.