جرموز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرموز. [ ج ُ ] (ع اِ) حوضچه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حوض خرد. (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ) (از آنندراج ) حوضی . که در بیابان نباشد یا باغی که دیوارهای بلند دارد. (از اقرب الموارد). ◄ حوض دوجانب برآورده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ چاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خانه ٔ کوچک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خانه ٔ خرد. (آنندراج )(از ذیل اقرب الموارد از لسان ). ◄ گرگ بچه ٔ نر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، جرامیز. ◄ و نیز جرامیز به معنی اعضا و همه تمام است . رجوع به جرامیز شود.
جرموز. [ ج َ ] (اِخ ) بنو جرموز. نام بطنی است که ایشان را جرامیز گویند. (آنندراج ). نام بطنی از تازیان . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد): قل للمهلب ان نابتک نائبة فادع الاشاقروا نهض بالجرامیز. (از اقرب الموارد).
جرموز. [ ج ُ ] (اِخ ) پدر عمرو است . و همین عمرو قاتل زبیربن عوام تمیمی است . (از منتهی الارب ) (از لباب الانساب ).