جرنفش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرنفش . [ ج َ رَ ف َ ] (اِخ ) شاعری است طائی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). او را جرنفش سدوسی نیز گویند. مؤلفان عقدالفرید و البیان و التبین وی را در باب حمقا و نوکی ها ذکر میکنند و داستانی درباره ٔ مناظره ای که جرنفش با فرزدق داشته است می آورند. رجوع به العقدالفرید ج ٧ ص ١٧٢، ١٧٣ و ١٧٤ والبیان و التبین ج ٢ ص ١٨٢ شود.
جرنفش . [ ج َ رَ ف َ ] (ع ص، اِ) مرد بزرگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ مرد بزرگ پهلو. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ مرد بزرگ ریش . (آنندراج ). و یقال، انه لجرنفش الحیه ؛ او بزرگ ریش است . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).