جرود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرود. [ ج َ ] (ع ص، اِ) جامه ٔ کهنه و سوده . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
جرود. [ ج َ ] (اِخ ) موضعی است به دمشق . (منتهی الارب ). نام موضعی است از اعمال غوطه ٔ دمشق از اقلیم معلولا که از نواحی دمشق است و ابوالقاسم حافظ در کتاب خود گوید: احمدبن خبیب بن عجائز ازدی در کتابی که بنی امیه ٔ ساکن دمشق و غوطه را در آن ذکر میکند از این موضع یاد کرده است . (از معجم البلدان ).
جرود. [ ] (اِخ ) از ولایات تابع طالقان است . رجوع به نزهة القلوب ج ٣ صص ٦٤ - ٦٥ شود.