جرول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرول . [ ] (اِخ ) عبسی آخرین کسی است که نبی اکرم را (ص ) درک کرد. و در زمان خلافت عمر بجنگ رفت و یعقوب بن شیبةاز او روایت دارد. (از الاصابة فی تمییز الصحابة).
جرول . [ ج َرْ وَ ] (اِخ ) ابن مجاشع. (منتهی الارب ).
جرول . [ ] (اِخ ) یا حروبن مالک بن عمروبن عزیزبن مالک بن عوف بن عمروبن عوف بن مالک بن اوس انصاری . ابن کلبی او را ذکر کرده و گوید: بسربن ارطاة هنگامی که از طرف معاویة بمدینه بجنگ رفته بود خانه ٔ این شخص را که از شورشیان مخالف عثمان بود در مدینه ویران کرد و این واقعه در اواخر خلافت حضرت علی (ع ) روی داد. (از الاصابة فی تمییز الصحابة).