واژه جو

جری کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جری کردن . [ ج َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گستاخ ساختن . رو دادن . (یادداشت مؤلف ).

معنی جری کردن | واژه جو