واژه‌جو

جریحه دار شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جریحه دار شدن . [ ج َ ح َ / ح ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه، زخمی شدن . مجروح شدن، چنانکه گویند: دل از شنیدن فلان حادثه جریحه دار میشود. رجوع به جریحه شود.

معنی جریحه دار شدن | واژه‌جو