جریم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جریم . [ ج َ ] (ع ص، اِ) گناهکار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). جارِم . (متن اللغة). رجوع به جارم شود. ◄ فراهم آورنده ٔ چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ خرما یا انگور بریده . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). ج، جِرام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ خرمای خشک . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). ج، جِرام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ خسته ٔ خرما. (منتهی الارب ). استه ٔ خرما. (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ) (آنندراج ). هسته ٔ خرما. (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از ذیل اقرب الموارد). ج، جِرام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ بزرگ تن کلان سال . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، جِرام . (منتهی الارب ). تناور. (مهذب الاسماء). بزرگ جسم . تن بزرگ . (از متن اللغة). یقال : «جلة جریم »؛ ای عظیمةالاجرام . (از اقرب الموارد). ◄ شتران بزرگ . (از متن اللغة). ◄ جرمانه . (از غیاث اللغات ). ◄ بریده از بن . (غیاث اللغات از منتخب و شارح ). ◄ گل کشتی . (غیاث اللغات ). ◄ حفره ای که هسته ٔ خرما در آن خرد کنند. (از متن اللغة). آنچه هسته ٔ خرما را با آن خرد کنند. (از اقرب الموارد). ◄ در لغت حجاز بمعنی مد (واحد وزن ) است . (از متن اللغة) (از ذیل اقرب الموارد). یقال : «اعطیته کذا و کذا جریماً».