جرین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرین . [ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای بزینه رود زنجان قدیم النسق ملکی خرده مالک از طایفه ٔ اینانلوهوایش ییلاق و زراعت آن دیمی و آبی است و از رودخانه مشروب میشود و صیفی کاری هم میکنند. این قریه چهل وپنج خانوار سکنه دارد. (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٢٥).
جرین . [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو از بخش قیدار از شهرستان زنجان . این ده در ٢٧هزارگزی جنوب خاوری قیدار و ٢٠هزارگزی راه مالرو عمومی قرار دارد. محلی است کوهستانی و سردسیر و ٩٢١ تن سکنه ٔ شیعی مذهب دارد. محصول آن غلات، بن شن، قلمستان، انگور و میوه جات و شغل اهالی زراعت و قالیچه و گلیم و جاجیم بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
جرین . [ ج ُ رَ ] (اِخ ) نام موضعی است میان سواج و نیر در لعباء از اراضی نجد. (از معجم البلدان ).