جری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جَ) [ ع. ] (ص.) گستاخ، بی باک.(جِ) (اِ.) ممال کلمه اجراء به معنی مستمری، راتبه.مترادفها و واژههای مرتبطبیآزرم، بیپروا، گستاخدلیر، شجاعواژه قبلی: جرگهواژه بعدی: جریان