جر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جِ رّ) (اِ) صدای پاره شدن پارچه.(جُ) (اِ.) اسب.(جَ رّ) [ ع. ] (مص م.) کشیدن، فرو کشیدن.بیشترمترادفها و واژههای مرتبطاوقاتتلخی، عصبانیت، لجپاره، دریدگیبهانه، دبهواژه قبلی: جذوهواژه بعدی: جر خوردن