جزا دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جزا دادن . [ ج َ دَ ] (مص مرکب ) پاداش دادن . مزد دادن . اجرت دادن . کیفر و مجازات کردن . دین . (ترجمان القرآن عادل بن علی ) : یارب دوام عمر دهش تا بقهر و لطف بدخواه را جزا دهد و نیکخواه را. سعدی . به روز حشر که فعل بدان و نیکان را جزا دهند بمکیال نیک و بد پیمای . سعدی . یا دولتا اگر بعنایت نظر کنی واخجلتا اگر بعقوبت دهی جزا. سعدی . و رجوع به جزا شود.