جزار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جزار. [ ج ِ ] (ع اِ) وقت میوه باز کردن از خرمابن و جز آن . (منتهی الارب ). هنگام چیدن خرما از درخت . (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).وقت خرما بریدن . ◄ وقت پشم گوسفند بریدن . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). ◄ (مص ) بریدن درخت خرما. (شرح قاموس ). میوه باز کردن از درخت . (از منتهی الارب ). جَزار در تمام معانی . (منتهی الارب ) (متن اللغة) (اقرب الموارد). رجوع به این کلمه شود.
جزار. [ ج َزْ زا ] (ع ص، اِ) شترکُش . (ناظم الاطباء) (دهار) (از منتهی الارب ) (کنزاللغة). اشترکش . ج، جَزّارون . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). نحرکننده ٔ شتر. (از متن اللغة) (تاج العروس ). نسبت است به جزارة که نحر شتر باشد. (لباب الانساب ). ذبح کننده . (از اقرب الموارد). قصاب . (یادداشت مؤلف ). جِزّیر. (متن اللغة) (اقرب الموارد) (تاج العروس ). زاجِر. (اقرب الموارد). جازِر. (تاج العروس ) : چون زورق فرکنده فتاده به جزیره چون پوست سر و پای شتر بر در جزار. خسروی . بر مثال گوسفندیم که اول نوبت که او را جزار بهر بریدن مو بیندازد و دست و پای او محکم ببندد، شکلی نامعهود و حالی بر خلاف مألوف بیند در اضطراب آید و خود را بقلقی هرچه تمامتر بر زمین میزند و از حیات ناامید شود و دل بر مرگ نهد تا جزار از کار خویش فارغ شود. (از ترجمه ٔتاریخ یمینی چاپی ص ١٨٠).
جزار. [ ج َزْ زا ] (اِخ ) احمدپاشا. رجوع به همین نام و قاموس الاعلام ترکی شود.