جسامت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جَ مَ) [ ع. جسامة ] (مص ل.) تنومند شدن، تناور گردیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جَ مَ) [ ع. جسامه ] (مص ل.) تنومند شدن، تناور گردیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جسامت . [ ج َ م َ ] (ع اِمص ) جسامة. بزرگی و کلانی و تناوری و کلفتی . (ناظم الاطباء).
جسامت . [ ج َ م َ ] (ع مص ) تناور شدن . (از اقرب الموارد). تناور گردیدن و کلان شدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). جَسامَة. رجوع به این کلمه شود: امراءة مبتلة؛ زن جمیله و زن تمام خلقت میانه جسامت . (از منتهی الارب ).