جسته گریخته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. گُ تِ) (ق.) ۱- گه گاه، به ندرت. ۲- کم و بیش.واژه قبلی: جسته جستهواژه بعدی: جسد