جسر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جسر. [ ج ِ] (اِخ ) یاقوت آرد: هرگاه کلمه ٔ جسر یا یوم جسر بدون اضافه به کلمه ٔ دیگر اطلاق شود مراد جسری است که درآن میان مسلمانان و ایرانیان جنگ سختی روی داد که آنرا وقعه ٔ قس الناطف و یوم الجسر گویند. (از معجم البلدان ). رجوع به ماده ٔ بعد و تاریخ سیستان ص ٧٣ شود.
جسر. [ ج ُ س ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ جَسور، بمعنی دلیر بلندبالا. (منتهی الارب ).
جسر. [ ج َ ] (ع اِ) پل . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پل که بر رودها و انهار بندند. (غیاث اللغات از صراح و کنز و منتخب ). جِسْر. ج، اَجْسُر، جُسور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به جِسْر شود. ◄ (ص، اِ) شتر بزرگ هیکل و غیر آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اشتر بزرگ . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). ◄ دلیر بلندبالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مردم تناور. (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). ◄ شتر درگذرنده یا شتر دراز قوی در سیر. ◄ سطبر از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ (مص ) پل بستن . (المصادر زوزنی ) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ).