جسم صافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جسم صافی . [ ج ِ م ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آن است که بینائی آنرا دریابد نه از جهت ضوء و روشنی آن جسم صافی بلکه از جهت روشنی دیگر و این از آن است که بصر چیزهای رنگین را به ضوء خورشید دریابد. (از مصنفات بابا افضل ج ٢ ص ٣١).