جعفرآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جعفرآباد. [ ج َ ف َ ] (اِخ ) دهی است جزو بخش شهرستان تهران در دوهزارگزی شمال تجریش بر سر راه شوسه ٔ دربند و متصل به تجریش و سعدآباد. هوای آن سردسیر است و سکنه ٔ آن ٥٠ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و رودخانه ٔ دربند و محصولات آن غلات و پنبه و بن شن وانواع میوه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
جعفرآباد. [ج َ ف َ ] (اِخ ) دهی است از بخش زرند شهرستان ساوه درهفت هزارگزی شمال باختر ساوه و ٥هزارگزی راه عمومی . هوای آن معتدل است و سکنه ٔ آن ٦٩ تن شیعی مذهب و ترکی زبانند. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و پنبه و چغندرقند و شغل اهالی گله داری و جاجیم بافی و زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
جعفرآباد. [ ج َ ف َ ] (اِخ ) دهکده ای است از بخش حومه ٔ شهرستان ساوه در ٢٤هزارگزی خاور ساوه . سکنه ٔ آن ٣٤ تن از ایل شاهسونند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).