جعلقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جعلقی . [ ج ُ ع َل ْ ل َ ] (ص نسبی ) به اصطلاح لوطیان به معنی بسیار زبون بل مرادف حرام زاده است . (آنندراج ). کمینه . ادنی . سفله . (فرهنگنامه ٔ جدید تألیف رازی ص ٤٠). ◄ کسی را گویند که تعلیمی در دست گرفته به عادت فرنگیان چابک راه رود و لیکن از هنر آنها هیچگونه بهره نداشته باشد این صفت مرکب از حماقت و بلاهت است . (مرآة البلهاء از راهنمای کتاب دوره ٔ پنجم، شماره ٔ ٤ - ٥ ص ٤٥٠).