جعلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جعلی . [ ج ُ ع َ ] (اِخ ) نسبت است به بنی جعل و لقب حیی الخولانی است که از ابی ذر روایت کرده و پسرش سعید از او روایت کرده است . (الانساب سمعانی ).
جعلی . [ ج َ ] (ص نسبی ) چیز تقلبی را گویند که مثل چیز اصلی ساخته باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). چیزی که مصنوعی و ساختگی باشد مانند چیز اصلی . (ناظم الاطباء).ساختگی دروغین . غیر اصلی . نااصل . برساخته . صناعی . ♦ خبر جعلی ؛ خبری که حقیقت نداشته باشد و دروغ بود. (ناظم الاطباء). ♦ مصدر جعلی ؛ مصدر صناعی . مصدر ساختگی . آن است که کلمه در اصل مصدر نباشد، بلکه به آخر اسم فارسی یا بیگانه (مستعمل فارسی ) نشانه ٔ مصدری َیدن - َاندن - َانیدن درآورند. مانند: فهمیدن، بلعیدن، طلبیدن، رقصیدن، تلگرافیدن، تپاندن، غارتیدن، جنگیدن، قاپیدن، شلیدن و جز آن . همچنین لغاتی را که از اضافه شدن یک اسم با «َیّت » درست شده باشد مصدرجعلی یا صناعی نامند، مانند: ایرانیت، انسانیت، آدمیت و جز آن .
فرهنگ طیفی واژهدان
غیرواقعی، نادرست، کاذب، تقلبی، دروغی افسانهای، ساختگی، ساختهوپرداخته، بافته، تقلیدی ظاهری، بدون واقعیت، مجاز، مجازی، اسمی، الکی، باسمهای، عاریتی، قلابی اسما
واژگان فارسی سره واژهدان
ساختگی، دروغین، دروغی، دروغ، برساخته