واژه جو

جغبت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جغبت . [ ج َ ب َ ] (اِ) پنبه و پشمی را گویند که در نهالی و توشک و لحاف و امثال آن نهند. (برهان ). آکنه . جغبوت . چغبت . جبغوت . آکین . آگین . حشو : آن ریش نیست جغبت دلال خانه هاست وقت جماع زیر حریفان فکندنی است . طیان . رجوع به آکنه و جغبوت و چغبت شود.

معنی جغبت | واژه جو