واژه جو

جفتک پراندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جفتک پراندن . [ ج ُ ت َ پ َ دَ ] (مص مرکب ) جفته انداختن . با دو پای لگد زدن ستور. آلیزیدن . اسکیزیدن . جفتک انداختن . رجوع به جفتک و آلیزیدن و اسکیزیدن شود. ◄ بدرفتاری کردن . بدلعابی کردن . ◄ مخالفت کردن . دیر پذیرفتن . سخت قبول کردن .

معنی جفتک پراندن | واژه جو