جلاد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جَ لّ) [ ع. ] (ص.) مأمور تازیانه زدن یا کشتن محکومان، دژخیم.مترادفها و واژههای مرتبطدژخیم، سلاخ، میرغضبواژه قبلی: جلاجلواژه بعدی: جلادت