جلبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جلبان . [ ج ِ ل ِب ْ با ] (ع ص ) رجل جلبان ؛ مرد صاحب بانگ و غوغا. (منتهی الارب ). رجوع به جُلبّان شود.
جلبان . [ ج َل َب ْ با ] (ع ص ) رجل جلبان ؛ مرد صاحب بانگ و غوغا. (ازاقرب الموارد). رجوع به جُلبّان و جِلبّان شود.
جلبان . [ ج ُ ل ُب ْ با ] (ع اِ) خلر است و آن گیاهی است شبیه بماش و در تهذیب آمده است که دانه ای است تیره رنگ کمی بزرگتر و تیره تر از ماش و آنرا میپزند. و بتخفیف نیز آید. (تاج العروس ). رجوع به جُلبان شود. ◄ انبان مانندی است از چرم و غلافی که شمشیر را در نیام کرده در آن گذارند. (منتهی الارب ). رجوع به جُلبان شود. ◄ (ص )رجل جلبان ؛ مرد صاحب بانگ و غوغا. (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد). رجوع به جِلِبّان و جَلَبّان شود.