جلجل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جلجل . [ ج َ ج َ ] (ع اِ) دف . دایره . ◄ سنج دایره . ◄ زنگ . جرس . (برهان ) (آنندراج ). ◄ نام مرغی است خوش آواز. و به کسر اول هم آمده . (برهان ).
جلجل . [ ج ُ ج ُ ] (ع اِ) زنگله . ج، جَلاجِل . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). زنگ . زنگوله . درای . زنگ خرد. جرس خرد. (از یادداشت های دهخدا). زنگ دف و جز آن . (السامی فی الاسامی ). زنگ دف . سنج ِ دف . (زمخشری ) : چون فاخته ٔدلبر، برتر پرد از عرعر گوئی که به زیر پر بربسته یکی جلجل . منوچهری . ◄ نام آلتی از موسیقی بوده بیضی شکل ٣٥ بدست، با آوازی عظیم مُزعج . (از یادداشت های دهخدا). ◄ پری شاهرخ . مرغ انجیرخوار. ◄ جوش که بر پلک چشم برآید. (دزی ج ١ ص ٢٠٥). ◄ (ص ) سبک روح و شادمان در کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
جلجل . [ ج ِ ج ِ ] (ع اِ) حَب ﱡالزَّلَم . رجوع به حَب ّالزَّلَم شود. (از یادداشت های مرحوم دهخدا).