جلحاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جلحاء. [ ج َ ] (ع ص ) مؤنث اَجْلَح . زنی که موی پیش سرش ریخته باشد. ◄ ماده گاو بی سرون . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ گوسفند بی سرو. (مهذب الاسماء). ج، جُلْح . ◄ قریة جَلْحاء؛ قریه ای که در آن درخت نباشد. (از اقرب الموارد). ◄ قریة جَلْحاء؛ قریه ای که حصن ندارد. ج، جُلْح . (از ذیل اقرب الموارد). دِه بی حصار. دیه بی حصن . (دستورالاخوان ). ◄ اَکَمَة جَلْحاء؛ پشته ای که نوک تیز نباشد. (از ذیل اقرب الموارد از لسان العرب ).