جلز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جلز. [ ج َ ] (ع اِ) سِنان ِ زفت . ج، جِلاز. (مهذب الاسماء). ◄ پی پیچیده در اطراف تازیانه . ◄ میانه ٔ تازیانه . ◄ حلقه ٔ گرد در اسفل آهن نیزه . ◄ قبضه ٔ تازیانه . (منتهی الارب ). ◄ جلز. رجوع به جلبان شود. (از تذکره ٔ ضریر انطاکی ص ١١١).
جلز. [ ج َ ] (ع مص ) تیز رفتن :جلز فی الارض . ◄ نوردیدن و پیچیدن و کشیدن و برکندن . ◄ پی پیچیدن بر دسته ٔ کارد وغیر آن . (منتهی الارب ). ◄ بر چیزی پیچیدن . (زوزنی ). پی زدن بر جای . (تاج المصادر بیهقی ).
جلز.[ ج ُ ل َ ] (اِ) حلفا است . (از یادداشت های دهخدا).