جلوه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جِ وِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- خود را نشان دادن. ۲- آشکار ساختن. ۳- تابش انوار الهی بر قلب عارف.مترادفها و واژههای مرتبطحضور، ظهورخودنمایی، نمایش، نمود، وانمودتلالو، جلال، حشمت، رونق، شکوهواژه قبلی: جلوسواژه بعدی: جلوگیر