جلیس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جَ) [ ع. ] (ص.) همنشین، مصاحب.مترادفها و واژههای مرتبطمحشور، مصاحب، معاشر، همدم، همصحبت، همنشینواژه قبلی: جلیدواژه بعدی: جلیل