جلیه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جَ) [ ع. ] (اِ.) یخ، شبنمی که یخ زده باشد.(جَ یِّ) [ ع. ] ۱- واضح، آشکار. ۲- حقیقت امر.واژه قبلی: جلیلواژه بعدی: جم