جمع کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جمع زدن، شمردن پیوستن، اضافه کردن، افزودن روی هم گذاشتن، انباشتن، اندوختن انباردن
گرد آوردن، سوار کردن، فراهم آوردن، یککاسه کردن، دورخود گرد آوردن، متحد شدن بهسوی خود کشاندن، جذب کردن محصور کردن، دیوار کشیدن اندوختن، بهدست آوردن ذخیره کردن، انبارکردن انباشتن، پر کردن (تکمیل کردن) تأمین کردن