جمعیت
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
سامان اسباب ازدحام، انبوه، شلوغی، کثرت انجمن، باند، جامعه، جرگه، جماعت، جمع، دسته، عده، فرقه، کانون، گروه، مجتمع، مجمع، محفل، معشر، نفوس
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
سامان اسباب ازدحام، انبوه، شلوغی، کثرت انجمن، باند، جامعه، جرگه، جماعت، جمع، دسته، عده، فرقه، کانون، گروه، مجتمع، مجمع، محفل، معشر، نفوس