جملی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جملی . [ ج َ م َ ] (ص نسبی ) نسبت است به جمل و آن پدر قبیله ایست از مذحج . (منتهی الارب ).
جملی . [ ج َ م َ ](اِخ ) هندبن عمرو. از تابعیان است . (منتهی الارب ).
جملی . [ ج َ م َ ] (اِخ ) عمروبن مرة. از محدثان است . (لباب الانساب ).