جموح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جُ) [ ع. ] (مص ل) ۱- سرکشی کردن اسب. ۲- (ص.) اسب سرکش و تندرو.واژه قبلی: جمهوریتواژه بعدی: جمود