جنادل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جنادل . [ ج َ دِ ] (ع اِ) ج ِ جندل . سنگها. رجوع به جندل شود.
جنادل . [ ج ُ دِ ] (ع ص ) قوی و بزرگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
جنادل . [ ج َ دِ ] (اِخ ) موضعی است بر بالای اسوان در سه میلی منتهی الیه صعید مصر نزدیک بلاد نوبه . (معجم البلدان ). و آن سنگی است ثابت در وسط نیل که موقع طغیان نیل هر وقت آب این سنگ را فراگرفت خبر طغیان نیل را بمصر می فرستند. (مراصد).