جناف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جناف . [ ج ِ ] (ع مص ) مجانفة. (اقرب الموارد). مجانبت : لج فی جناف قبیح، ستیزه کرد در مجانبت اهل خود. (منتهی الارب ). رجوع به مجانفة شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جناف . [ ج ِ ] (ع مص ) مجانفة. (اقرب الموارد). مجانبت : لج فی جناف قبیح، ستیزه کرد در مجانبت اهل خود. (منتهی الارب ). رجوع به مجانفة شود.